چگونگی مواجهه امریکا با مقوله حقوق بشر در ایران

0

دولت امریکا چهار موضوع اصلی حقوق اقوام، وضعیت اقلیت های مذهبی- عقیدتی، حقوق سیاسی- اجتماعی شهروندان و حقوق زنان را به عنوان اولویت های حقوق بشری خود در ایران دنبال می کند و معتقد است که جمعیت جوان ایران، بروز گسست های اجتماعی میان نسل های دوم و سوم پس از انقلاب اسلامی، ضریب نفوذ و نیز میزان دسترسی سهل الوصول 30 درصد از ایرانیان به شبکه های پرشمار ماهواره ای فارسی زبان،می تواند بسترهای خوبی جهت سرمایه گذاری بر موضوع حقوق بشر در ایران محسوب شوند.

اختصاصی/ افق آینده‌پژوهی راهبردی/ سجاد سلامت: امروزه موضوع حقوق بشر به یکی از چالش های بنیادین در روابط غرب با سایر ملل جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مبدل شده است. در بیان ریشه های بروز این چالش می توان به تکثر و تنوع فرهنگی حاکم بر جوامع جهانی اشاره کرد؛ فرهنگ هایی که اساساً نظامات ارزشی متفاوتی دارند و تمایلی نیز به هضم شدن در دستگاه سیاسی و رسانه ای نظام جهانی سازی ندارند. از این رو بنیان های سیاسی و اجتماعی هر یک از این نظامات فرهنگی، به سان سدی مستحکم در مقابل اِعمال و اجرای یکسان مقوله حقوق بشر عمل می کنند و مانعی جدی در مسیر الصاق ارزش های واحد حقوقی و قضایی به جوامع مختلف هستند.

 از سوی دیگر، افزایش مداخلات سیاسی کشورهای سلطه گر در معادلات جهانی، ضمن تشدید بی ثباتی در عرصه بین الملل، موجبات تضعیف تعهدات و میثاق های بین المللی به عنوان هنجارهای پذیرفته شده جهانی را فراهم میییسازند و در این میان، مسأله حقوق بشر نیز به عنوان یکی از قربانیان اصلی این تعارضات ظاهر شده است.

جمهوری اسلامی ایران در مسیر تعاملی خود با غرب ضمن نقد وضعیت حقوق بشر در کشورهای غربی و هم چنین نقض تعهدات بین المللی از سوی قدرت های سلطه گر (در مواردی هم چون شکنجه متهمان، ایجاد زندان های مخفی، ربایش، ترور، حمله پهپادهای نظامی به مناطق مسکونی، حمایت از نظام های سیاسی غیر مردمی، سرکوب اعتراضات مدنی، شنود و نقض حریم خصوصی شهروندان، حمایت از گروه های تروریستی، نقض حق حاکمیت ملت ها و اجرای حملات نظامی علیه کشورهای مختلف)، از بنیان و اساس با دیدگاه طبیعت گرایی در تبیین حقوق انسان مخالف بوده و با اتکا به ارزش های اسلامی و توحیدی معتقد به تنفیذ حقوق از جانب خداوند به انسان و کرامت بخشی وی در زمین است؛ لذا هر گونه عمل یا رفتاری را که مغایر این نظام ارتباطی و معرفتی باشد مغایر حقوق افراد تشخیص داده و نسبت به آن بر اساس قواعد فقهی حدود و تعزیرات رفتار می کند.

افزون بر این تفاوت ها، هر آن چه سبب می شود تنش های فی مابین ایران و امریکا در موضوع حقوق بشر روندی فزاینده را طی کند، اتخاذ رویکردهای ابزاری در زمینه حقوق بشر، به منظور فشار بر تهران است؛ فشارهایی که به نظر می رسد هدف آن ها تحمیل خواسته های سیاسی و تسهیل فرآیند استحاله از درون است؛ موضوعی که در گزارش اکتبر 2015 اندیشکده شورای سیاست خارجی امریکا (AFPC) نیز مورد تأیید قرار گرفته و پیرامون آن مدعی شده است:

«برجام، نه تنها پتانسیل دموکراسی در ایران را بالا نمی‌برد؛ بلکه نقطه کورکننده راه دموکراسی در آینده است؛ زیرا تسلیم امریکا در برجام، از عزت و قدرت آمریکا در نظر دموکراسی‌خواهان ایرانی کاسته و این امر این کشور را از مسیر دموکراسی‌سازی آینده در ایران دور کرده است. لذا برای حل این مشکل باید ضمن نظارت محکم بر عملکرد هسته ای ایران، موضوع عدم رعایت قوانین انسانی در این کشور را نیز پر رنگ کرد؛ به طوری که وجهه ایران به عنوان ناقض حقوق بشر در عرصه جهانی تخریب شود».

البته پیش از این گزارش نیز، اندیشکده امریکن اینترپرایز مدعی شده بود هدف اوباما از توافق هسته‌ای، تغییر رژیم در ایران از درون است. این رویکرد در گزارش رابرت لیتواک کارشناس اندیشکده بین المللی ویلسون، نیز قابل مشاهده است. وی در این گزارش مدعی است هر چند توافق هسته ای 14 جولای 2015 وجهه معامله را دارد، اما در چارچوب موضوع وسیع‌تری به نام تکامل اجتماعی ایران باید تعریف شود.

 اوباما هم معتقد است که این توافق موجب تقویت جناح میانه‌روی داخل ایران گشته و ایران را در مسیر اجتماعی مطلوب امریکا قرار می‌دهد.

 امریکا و  موضوع حقوق بشر در ایران

دولت امریکا چهار موضوع اصلی حقوق اقوام، وضعیت اقلیت های مذهبی- عقیدتی، حقوق سیاسی- اجتماعی شهروندان و حقوق زنان را به عنوان اولویت های حقوق بشری خود در ایران دنبال می کند و معتقد است که جمعیت جوان ایران، بروز گسست های اجتماعی میان نسل های دوم و سوم پس از انقلاب اسلامی، ضریب نفوذ و نیز میزان دسترسی سهل الوصول 30 درصد از ایرانیان به شبکه های پرشمار ماهواره ای فارسی زبان،می تواند بسترهای خوبی جهت سرمایه گذاری بر موضوع حقوق بشر در ایران محسوب شوند. بر این اساس، در سیاست های آینده نگرانه برنامه ریزان امریکایی، توسعه و بهره برداری فنی و محتوایی از ظرفیت های ذیل، به عنوان اصلی حیاتی در جهت تحقق اهداف این کشور در ایران، نهادینه شده است: 

 بهره برداری از ظرفیت های ارتباطی/ تصویری قابل دسترس برای شهروندان ایرانی که در بستر شبکه های اجتماعی متجلی شده و با تکیه بر حق دسترسی آزادانه به اطلاعات می تواند در راستای انتقال آموزش های عمومی به شهروندان و نیز اطلاع رسانی هدفمند مورد استفاده قرار بگیرد؛

 گسترش میل به دانستن در میان افکار عمومی ایرانیان، همزمان با افزایش سطح عمومی سواد در کشور؛

 وجود زمینه روانی در میان شهروندان ایرانی به منظور آشنایی با نظامات ارزشی غرب همزمان با تغییر سبک زندگی ایرانیان و گسترش مطالبات جدید در جهان از قبیل احترام به حقوق گروه های اقلیت جنسی، تضمین آزادی بیان برای پیروان و مروجان ادیان و فرق نوظهور و …؛

 سامان دهی و سازمان دهی ظرفیت های اجتماعی در قالب نهادهای مدنی مستقل از حاکمیت به منظور پیگیری مطالبات حقوق بشر در عرصه های عمومی نظیر انجمن های میراث فرهنگی، محیط زیست، حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق زندانیان، حقوق کودکان و زنان و …؛

 سرمایه گذاری علمی بر روی موضوعات حقوق بشری در عرصه های دانشگاهی از طریق اعطای بورس های تحصیلی، برگزاری دوره های آموزشی با محوریت رایزنی های فرهنگی سفارتخانه های خارجی، سازمان ملل و …؛

 حمایت از ایجاد گرایش حقوق بشر در مقطع تحصیلات تکمیلی، ایجاد کرسی حقوق بشر در مراکز دانشگاهی، تاسیس گروه های علمی در مراکز پژوهشی و آموزش عالی و …؛

 برجسته شدن موضوع حقوق بشر در فرهنگ سیاسی- اجتماعی ایرانیان و به تبع آن، توسعه مطالبه گری و افزایش مسئولیت پذیری نهادهای رسمی و حاکمیتی کشور نسبت به دغدغه های مرتبط با این حوزه در دو قالب: نخست؛ایجاد نهادهای تخصصی نظیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه،کمیته صیانت از حقوق شهروندی، واحدهای مشابه در ساختار نهادهای عمومی از جمله  شهرداری ها/ و … دوم؛ تدوین قوانین و دستورالعملهای مرتبط با موضوع حقوق بشر از جمله تهیه و تنظیم منشور حقوق شهروندی در دولت یازدهم، تاکید بر ضرورت تعریف جرم سیاسی، بازنگری در قانون مطبوعات و …

   عوامل تأثیرگذار

در ترسیم ابعاد مختلف چگونگی مواجهه امریکا با مسأله حقوق بشر در ایران، با عوامل تأثیرگذار ذیل مواجه هستیم:

 پشتیبانی مردم از اقدامات دستگاه قضا یا عدم پشتیبانی: برای مثال؛ حمایت از برخورد با اراذل، پذیرش عمومی مجازات اعدام، نحوه برخورد با مفاسد، برداشت عمومی از کارآمدی نظام عدالت در ایران و …؛

 تمایل طرفین برای برگزاری مذاکرات مستقیم در موضوع حقوق بشر یا عدم تمایل به آن: موضوعی که در دهه 70 و با پیش قدمی آلمان در دعوت از ایران برای برگزاری چهار دور مذاکرات موسوم به گفتگوهای انتقادی آغاز شد ولیکن خیلی زود متوقف شد تا این که با روی کار آمدن دولت یازدهم بار دیگر این موضوع از جانب دکتر ظریف در نشست امنیتی مونیخ مطرح شد.

  اراده امریکا برای گسترش و توسعه ارزش های لیبرال دموکراسی در ایران با بهره گیری ابزاری از حقوق بشر برای اعمال فشارهای سیاسی به منظور بازنگری در سیاست های منطقه ای و جهانی: از منظر گفتمانی و راهبردی می توان گفت علت تاکید امریکا بر مساله حقوق بشر نه تنها در قبال ایران بلکه در مواجهه با تمامی کشورهای تهدید کننده هژمونی امریکا، بهره برداری سیاسی است. این موضوع بارها از جانب رهبر معظم انقلاب در قالب «رویکرد دروغین امریکا به حقوق بشر» مورد تاکید قرار گرفته است.

بر اساس مؤلفه های فوق می توان سناریوهای قابل تصور مواجهه امریکا با مقوله حقوق بشر در ایران را در سه وضعیت کلی ترسیم کرد؛

 تشدید شانتاژ رسانه ای در داخل و تجمیع توان بیرونی در خارج/ سیاست تخاصم مستقیم

در راستای اجرای این سناریو، بهره گیری از ضریب نفوذ رسانه ای در ایران به منظور جهت دهی به افکار عمومی؛ فعال کردن گسل های قضایی- سیاسی با تکیه بر خطاهای سازمانی و فردی؛ فعال سازی دیپلماسی عمومی کشورهای ثالث و  شاخص مانند کانادا و شماری از کشورهای اروپا در سازمان های بین المللی هم چون شورای حقوق بشر به منظور بازنگه داشتن پرونده ایران در شورا و تداوم فعالیت احمد شهید برای تحمیل فشارهای مختلف سیاسی و رسانه ای به ایران؛ حمایت مادی و معنوی از سازمانهای به ظاهر بشردوستانه ایرانیان مقیم خارج از کشور به منظور بسیج جامعه مهاجران در راستای جمع آوری اطلاعات و فشار بر تهران؛ ایجاد شبکه انسانی لایه لایه در میان نهادهای مدنی و فعالان رسانه ای به منظور رصد و انتقال اخبار مربوط به تحولات حوزه حقوق بشر در ایران؛ گسترش بسترهای آموزش مجازی برای ارتقاء آگاهی های عمومی از موضوعات حقوق بشری و نهادینه کردن مطالبات شهروندی؛ تنزیل مباحث حقوق بشر به مناقشات قومی، مذهبی، عقیدتی و سیاسی با هدف تضعیف انسجام ملی؛ حمایت از برخی تشکل های مدنی- صنفی نظیر کارگران اعتصابی، کانون صنفی معلمان، انجمن صنفی روزنامه نگاران، کانون وکلا در دستور کار قرار خواهد داشت.

در صورت انتخاب چنین راهبردی، انتظار می رود چهره جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان تضعیف شود، هم چنین مدل حکومت اسلامی در عرصه بین المللی مخدوش شود، ظرفیت روانی و حقوقی برای روی میز نگه داشتن گزینه نظامی فراهم شده، امکان بردن پرونده حقوق بشر ایران به شورای امنیت سازمان به منظور اعمال تحریم های اقتصادی و سیاسی تقویت شود و نظام در دوراهی انزوا و یا انفعال، مسیر انفعال را در اثر فشارهای سیاسی و رسانه ای جریان «نفوذ» طی کند.

 توسعه تعاملات رسمی و گسترش چتر حمایتهای غیر رسمی/ سیاست فشار و مذاکره

بر اساس این رهیافت، آمریکا با دلبستن به تغییرات تدریجی و بطئی و هم چنین با بهره گیری کامل از فرصت های انتخاباتی در ایران، شرایط تعامل و تبادل آرا و افکار در حوزه های بشر دوستانه از طریق اعزام هیات های دیپلماتیک، علمی و یا حقوقی- قضایی به ایران و برعکس، جلب مشارکت ایران در ماموریت های بشردوستانه با تکیه بر ظرفیت های صلیب سرخ جهانی، سازمان ملل، هلال احمر ایران و …، همکاری در حوزه های عمومی از جمله تبادل تجربیات در زمینه پیشگیری از وقوع جرم به ویژه در حوزه مواد مخدر با هدف القاء رویکردهای خود در موضوعاتی نظیر عدم کارآیی مجازات اعدام در جرائم مواد مخدر و … ، چانه زنی با مقامات رسمی به منظور انتقال انتظارات از ایران در حوزه های قابل اغماض از جمله احکام تعزیری، ارتباط گیری با مدعیان نقض حقوق بشر در ایران به صورت مستقیم و غیرمستقیم، ارتباط گیری با عناصر مدنی  و سیاسی در ایران توسط شماری از متحدان و همراهان بین المللی خود،اعطای بورسهای تحصیلی و فرصت های مطالعاتی به منظور جذب و بهره برداری از نخبگان، تسهیل و تشویق نهادهای بین المللی به اعطای جوایز حقوق بشری به مخالفان جمهوری اسلامی ایران با هدف چهره سازی از عناصر همسو در ایران را مورد توجه قرار دهد.

انتظار می رود مهم ترین دستاورد اجرای این سناریو برای امریکا، حفظ فشار موجود بر ایران، خرید زمان برای یافتن منافذ جدید جهت نفوذ بیشتر در ایران همزمان با توسعه ظرفیت های اعتراضی در داخل کشور باشد.

 در پیش گرفتن سیاست مدارا با ایران

در چارچوب این رهیافت، مقامات امریکایی به منظور جلب مشارکت ایران در مهار بحران تروریسم مذهبی (به ویژه پس از بروز حوادث تروریستی در پاریس و افزایش حضور نظامی روسیه در سوریه)، پرهیز از تنش زایی در منطقه با توجه به انسداد سیاسی و عدم تشکیل دولت در لبنان، عدم ثبات در عراق، تداوم بحران در سوریه، خطر نفوذ داعش در پاکستان و افغانستان، تشدید منازعه یمن و نیز شکل گیری انتفاضه چاقو در سرزمین های اشغالی همزمان با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در خصوص ضرورت تسلیح کرانه باختری و در نهایت پرهیز از مانع تراشی در مسیر اجرای برجام به عنوان هدف اولویت دار امریکا در قبال ایران، ضروری است موضوع حقوق بشر در ایران مسکوت باقی بماند و یا نهایتاً در حد موضع گیری های سیاسی مرسوم دنبال شود. در صورت تحقق این سناریو انتظار می رود موضوع حقوق بشر ایران در مسیر فرا رو، روندی ثابت و کم فراز و نشیب را تجربه کند و عمده تعاملات غرب با ایران، در جهت حل مسائل مهم بین المللی و نیز منطقه ای خلاصه شود.

با توجه به آن چه گفته شد و نیز سرمایه گذاری گسترده امریکا در موضوع توسعه ارزش های لیبرال محور سرمایه داری در جهان اسلام، به نظر می رسد در مجموع،سناریوی دوم بیش از دو سناریوی دیگر قابلیت پیاده سازی را داشته باشد؛چه آن که این مدعا بیش ترین نزدیکی را نیز با شواهد و قرائن نشان می دهد.

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 27، آذر 1394

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.