پویش محیطی در آینده پژوهی/قسمت پایانی: گام های پویش محیطی

0

گاهی اوقات عدم درک مشکل به تمرکزکردن بر یک حیطه خاص در پویش محیطی و به عبارتی پویش ناقص محیطی مرتبط است. زمانی که مشکلات را فقط در سطح لیتانی بررسی می کنید، مطمئناً در درک اصل مشکل ناتوان خواهید بود.

اختصاصی/ افق آینده‌پژوهی راهبردی/مصطفی تقوی*در قسمت پیشین این نوشتار، به این نکته زیربنایی اشاره شد که هر فعالیت آینده نگرانه، با سه اقدام اساسی و مهم آغاز می شود: بررسی وجود سیستم پویش محیطی در سازمان و وضعیت آن/ بررسی وجود چشم انداز سازمانی/ تشکیل کمیته راهبری در سازمان.

بر همین اساس، در شماره پیشین، پس از ارائه تعریفی از پویش محیطی، به قلمرو و سطح پویش اشاره شد و  سپس در انتها نیز به چگونگی پویش محیطی پرداخته شد.

در دومین و آخرین قسمت از این نوشتار، ابتدا به 4 گام اصلی در پویش محیطی خواهیم پرداخت و آن گاه با اشاره به ویژگی ها و مختصات محیط های تحلیل پذیر و محیط های تحلیل ناپذیر، روش های تبدیل محیط های تحلیل ناپذیر به محیط های تحلیل ناپذیر مورد توجه قرار خواهد گرفت.

در انتهای این مطلب نیز به منظور روشن شدن ابعاد مختلف سیستم پویش محیطی در عمل، نسبت به ارائه یک نمونه موردکاوی پویش محیطی هوشمند (تولید گندم در مصر) اقدام شده است.

گام  های پویش محیطی

هر پویش محیطی از چهار گام یا مرحله اصلی تشکیل می  شود:

  گام اول: تعیین حیطه و عمق پویش محیطی

در اولین گام، حیطه، عمق و شاخص  های پویش محیطی باید مشخص شود. برای مثال، در بررسی وضعیت فرهنگی بازیگران سینمای ایران باید مشخص کرد که آیا سن این بازیگران برای تحقیق اهمیت دارد؟ آیا میزان ثروت آن‏ها، نوع کتاب  هایی که مطالعه می کنند و سبک زندگی آن‏ها برای تحقیق دارای اهمیت است یا خیر.

تعیین حیطه و عمق پویش محیطی و اساساً پاسخگویی به هر پرسش مطرح در آینده  پژوهیِ رایج، با مراجعه به دو عامل قابل پاسخگویی است:

  1. مراجعه به امر واقع:

امور واقع، به صورت طیف هستند. برخی بیش تر تفسیر پذیرند و برخی کم  تر. برای مثال، تصویر یک اتاق که از در و پنجره و اثاثیه در آن تشکیل شده است به دلیل ثابت و لایتغیر بودن آن‏ها، تفسیرناپذیر است، اما یک لکه جوهر در تست رورشاخ(1) که یک آزمون روانی است، ممکن است به طُرق مختلف توسط افراد تعبیر و تفسیر شود و به اشکال مختلف دیده شود(2). در آینده  پژوهی اساس کار، بر مراجعه به امور واقعِ کم  تر تفسیرپذیر قرار دارد.

  1. مراجعه به خبرگان:

زمانی که امور واقع بیشتر تفسیرپذیر هستند، مراجعه به خبرگان در تعیین حیطه پویش محیطی و یا هر موضوع دیگری در آینده پژوهی سودمند خواهد بود.

11111111111111111111111s

توجه به این نکته ضروری است که اطلاعات حاصل از امور واقع و خبرگان، هیچ  گاه اطلاعات قاطعانه و بدون تردید نخواهند بود و منجر به ایجاد و تشخیص یک مرز مشخص نخواهند شد. تعیین مرز سیستم همواره با تعیّن ناقص(3) مواجه است. داده  های حاصل از امور واقع، تا حدودی مشخص کننده مرز سیستم هستند و به طور کامل و قطعی تعیین  کننده آن نیستند.

البته رویارویی با این تعین ناقص، به معنی همیشگی بودن این وضعیت نیست و با جمع  آوری داده  های جدید و کنش با واقعیت اجتماعی می  توان این عدم تعیّن را کاهش داده و وجوه مبهم این مرزگذاری را روشن کرد. اتّخاذ رهیافت انتقادی در تشخیص مرز سیستم، به معنای امکان  پذیری جمع  آوری داده  ها و اطلاعات وسیع تر، عمیق تر، صادق تر و کارآمدتر است.

  گام دوم: کشف و خلق منابع دانشی و ابزارهای بهره  برداری

این گام، به مثابه پاشنه آشیل پویش محیطی است و بزرگ ترین مشکل آینده  پژوهی نیز همین نکته است. مثلاً کشف و خلق منابع دانشی در مراکز دفاعی، کاری سخت و مشکل است. پیش از این یادآوری شد که منابع دانشی، شامل امور واقع و خبرگان هستند. لازم به ذکر است گاهی دسترسی به امر واقع، سخت و یا غیرممکن است؛ در این شرایط، مراجعه به خبرگان ضروری خواهد بود.

برای مثال، به منظور سنجش میزان دینداری اعضای هیأت علمی از چه امر واقعی می  توان استفاده کرد؟ آیا شاخص مناسبی که حاکی از نیت  ها و افکار درونی فرد باشد وجود دارد؟ آیا این امکان وجود دارد که در تمام لحظات همراه فرد بود تا میزان تقیّد او را بررسی کرد؟

در این شرایط، مراجعه به خبرگانی که فهم درستی از دینداری دارند و با فرد مورد نظر در تعامل هستند به منظور کسب داده و اطلاعات، مفید فایده است(4)

گاهی نیز با نوآوری می توان امور واقعی را به وجود آورد که قبل از این وجود نداشته اند.

برای مثال، باراک اوباما به منظور مشخص کردن جهت  گیری  های انتخاباتی خود در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نرم  افزاری تهیه کرد که به تحلیل شبکه های اجتماعی می پرداخت و بر اساس نتایج به دست آمده از آن نرم افزار، جهت گیری آتی خود را مشخص کرد.

ذکر این مطلب نیز ضروری است که گاهی اوقات کشف و خلق منابع دانشی، نیازمند یک فعالیت جهان  گستر است. همانند مجله های بین المللی علمی و مراکز ثبت سند اختراع(5) که می توانند به عنوان یک منبع دانشی مهم قابل کاربرد باشند. مقاله های چاپ شده در مجله  ها و اختراع های ثبت شده در این مراکز، خود به عنوان یک منبع دانشی عمل کرده و اطلاعاتی درباره این که چه فعالیتی در کجا انجام می شود، در اختیار پویش گران قرار می دهند.

بنابراین، گاهی به دلیل گستردگی موضوع پویش، راه اندازی یک سیستم اجتماعی- تکنیکی ضرورت خواهد یافت و فعالیت پویش فقط با اتکا به یک فرد و یا گروه خاص قابل انجام نخواهد بود.

برای مثال، ساماندهی علوم انسانی- اجتماعی در دانشگاه ها موضوعی است که در آن بازیگران زیادی دخیل هستند و داده های مورد نیاز بین کنشگران اجتماعی متعددی پخش شده است؛ بنابراین جمع آوری داده  ها و تحلیل آن‏ها نیازمند یک سیستم اجتماعی- تکنیکی خواهد بود.

  گام سوم: بهره برداری از منابع دانشی

پس از شناسایی و خلق منابع دانشی، بهره  برداری از آن‏ها با استفاده از ابزارهای مختلف امکان پذیر می شود.

  گام چهارم: تحلیل داده ها و مدیریت مبانی شناختی – هنجاری

در این مرحله، دغدغه اصلی پویشگر، مدیریت مبانی شاختی- هنجاری خواهد بود. پویشگر باید به مدیریت نگرش های گوناگون پرداخته و دقت نماید که در این تحلیل دچار جزم اندیشی نشود.

یکی از روش های مدیریت مبانی شناختی- هنجاری، برگزاری پنلی از کنش  گران اجتماعی فضاهای مختلف است. به عنوان مثالی از نحوه تحلیل های مختلف از یک موضوع، می توان به تحقیقی که درباره موفقیت تحصیلی فرزندان زنان شاغل و خانه دار انجام شده است، اشاره کرد. داده های جمع آوری شده در این تحقیق، حاکی از موفقیت بیش تر فرزندان مادران شاغل بود.

در مرحله تحلیل می توان به صورت  های مختلف این نتایج را تحلیل کرد. یک تحلیل، بیانگر این مطلب است که مادران شاغل به احتمالی نسبت به مادران خانه دار، سطح تحصیلات بالاتری داشته و در نتیجه بهتر می توانند به فرزندان خود کمک کرده و و علی رغم فرصت کم تر، با کیفیت بهتری به مدیریت فرزندان خود بپردازند. تحلیل دیگری این گونه بیان می کند که چون مادران شاغل فرصت کم تری برای فرزندان خود می گذارند، این کودکان از استقلال بیش تری برخوردار هستند و حس مسئولیت در آن‏ها بیش تر است و در نتیجه بهتر از عهده تکالیف تحصیلی خود برمی  آیند.

محیط تحلیل  پذیر و محیط تحلیل ناپذیر

گاهی پویشگر بعد از تعیین حیطه و قلمرو، سطح پویش و هم  چنین شاخص  های مرتبط، باز هم با محیطی تحلیل  ناپذیر مواجه است. این تحلیل  ناپذیری از عوامل مختلفی ناشی می شود:

  1. گاهی بخشی از شواهد قابل تببین نیستند و ارائه نظریه در این موارد امکان پذیر نیست؛
  2. گاهی به دلیل وجود شواهد متفاوت حاصل از پویش محیطی، امکان ارائه نظریه های مختلف و بدیل در جهت تبیین شواهد وجود دارد. در واقع، هستی شناسی این نظریه ها متفاوت است؛
  3. گاهی نظریه ای ارائه می شود، اما نظریه ارائه شده قادر به تبیین بخشی از شواهد نیست؛
  4. به طورکلی، عدم قطعیت نظریه ها به دلایل هستی شناسانه و معرفت شناسانه بالا است. عدم‏قطعیت هستی شناسانه ناشی از تأثیر پذیری واقعیت های اجتماعی از حالت های ذهنی افراد است که باعث می‎شود تحلیل پذیری آن‏ها کاهش یابد و عدم قطعیت معرفت شناسانه نیز بیان می کند که درک واقعیت  ها متأثر از مبانی شناختی- هنجاری افراد است.

 هرچه واقعیت‏های تحت پویش کم تر و تفسیر پذیرتر باشد، تأثیر مبانی شناختی- هنجاری فزونی یافته و تحلیل  ناپذیری افزایش خواهد یافت.

  روش  های تبدیل محیط تحلیل ناپذیر به محیط تحلیل پذیر

هدف علوم اجتماعی و آینده  پژوهی همواره برداشتن گامی رو به جلو است و حل قاطعانه مسائل مدّنظر نیست. هیچ گاه نمی توان به یک راه حل قطعی و مسلّم دست یافت.

بنابراین، به منظور کاهش تحلیل ناپذیری محیط و نه حذف آن می توان اقدامات زیر را انجام داد:

  1. انتظار همراه با پویش محیطی مستمر

نارایان (1981) پویش محیطی را به سه دسته نامنظم، دوره ای و مستمر تقسیم کرده است. سیستم‏های پویش نامنظم(6) به گونه ای موقت و هنگامی که بحرانی آغاز شده است، مورد استفاده قرار می گیرند.

سیستم های پویش دوره ای(7) زمانی استفاده می شوند که برنامه ریزان به صورت دوره ای یک پویش را به روز می کنند.

سیستم‎های پویش مستمر(8) روش پویش فعال جمع آوری داده ها را به کار می گیرند تا به طور سیستماتیک فعالیت اطلاع رسانی را انجام دهند. از این میان، پویش مستمر، بهترین نوع پویش در محیط های دارای عدم اطمینان است که امکان عکس‏العمل سریع و آگاهی از تغییرات را فراهم می  کند.

  1. پویش محیطی همراه با کنش

واقعیت های اجتماعی دارای خاصیت علّی هستند که این خاصیت علّی تحت تأثیر حالات ذهنی (خشم، امید، حماسه و …) افراد است. زمانی که پویشگر به کنش فعالانه با محیط می پردازد، با حالت های ذهنی مختلف درگیر می شود و این کنش باعث به وجود آمدن روابط علّی جدیدی می شود یا برخی از قابلیت هایی که در بطن واقعیت اجتماعی نهفته بوده است، بروز می کند. تهدید یک رهبر پرنفوذ، شایعه پراکنی، فداکاری یک انسان مؤثر در جامعه، یک فیلم یا تئاتر قوی، در حیطه خود مصادیقی از کنش اجتماعی است.

برای مثال امام خمینی(ره) در طول 8 سال جنگ تحمیلی به واسطه اخلاق، سبک زندگی، سبک حل مسأله و در کل نوع کنش خود با جامعه و مردم ایران، توانست نیرو و اراده ای در مردم ایران ایجاد کند که در این دوره مردم به مقاومت و دفاع از ایران در برابر عراق و حامیان آن بپردازند.

  1. تغییر چارچوب های شناختی- هنجاری

از آن جایی که چارچوب های شناختی- هنجاری بر ادراک افراد از واقعیت تأثیر می گذارد، با تغییر و بهره مندی از چارچوب های شناختی- هنجاری دیگر و به عبارتی مدیریت چارچوب های شناختی- هنجاری می توان تحلیل پذیری محیط را تحت تأثیر قرار داد.

  1. تجدید نظر در مرز، عمق و شاخص پویش محیطی

گاهی اوقات عدم درک مشکل به تمرکزکردن بر یک حیطه خاص در پویش محیطی و به عبارتی پویش ناقص محیطی مرتبط است. زمانی که مشکلات را فقط در سطح لیتانی بررسی می کنید، مطمئناً در درک اصل مشکل ناتوان خواهید بود.

در تاریخ آورده  اند روزی شاه  عباس از وزیر خود پرسید که بگو ببینم وضع معیشت مردم چگونه است؟ وزیر در جواب چنین بیان کرد که عالی! این قدر خوب که حتی پینه دوزها هم به سفر حج رفته اند. شاه عباس به وزیر خود چنین گفت: احمق کجا وضع مردم خوب است؟ وضع مردم بسیار بد است، این  قدر بد که مردم به علت نداشتن پول برای خرید کفش به ناچار پیش پینه دوز می روند.

نکته  ای که از این حکایت برداشت می شود این است که وزیر اعظم در شاخصی که برای رفاه مردم انتخاب کرده بود، دچار اشتباه و سطحی نگری شده بود.

  موردکاوی/ پویش محیطی هوشمند: تولید گندم در مصر

مصر بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده ی گندم در جهان محسوب می شود و قیمت گذاری های بالای جهانی موجب تقویت قیمت های داخلی آن کشور میشود. از طرفی، تولید گندم مهمترین منبع درآمدی برای اکثریت مردم مصر است.

پویش محیطی مورد نظر به منظور کمک به سیاست گذاران در راستای برنامه ریزی های راهبردی (2015- 2035) در تولید ملی گندم انجام گرفته است.

هدف از این پویش، کمک به سیاستگذاران در راستای تخمین عقلانی تر از پیشران‏های اثرگذار بر تولید داخلی گندم در 13 سال آینده، کاهش عدم قطعیت و پیچیدگی های آینده و تشویق خبرگان این حوزه به تأمل درباره فرصتها و تهدیدهای آینده پیش روی تولید گندم در مصر است.

حیطه این پویش عبارت است از تمامی حوزه های مربوط به تولید گندم به منظور شناسایی پیشران‏های اصلی و ارتباط آن‏ها با یک دیگر. به منظور کشف اطلاعات، پژوهشگران از مشارکت بیش از 18 خبره و آینده پژوه این حوزه استفاده کردند و با استفاده از دلفی بلادرنگ(9) نتایج هم گرایی خبرگان را ارائه کردند.

در این پویش محیطی در نهایت از روشهای تحلیل پِستیل(10)، سوات(11) و ساختاری(12) جهت تحلیل نتایج همگرایی خبرگان استفاده شد و نتایج هر یک به شرح زیر مشخص شد:

در تحلیل پستیل از هم گرایی خبرگان پنج پیشران سیاسی، هشت پیشران اقتصادی، دو پیشران فرهنگی- اجتماعی، دو پیشران فناوری، یک پیشران اخلاقی، سه پیشران زیست محیطی و دو پیشران حقوقی شناسایی شد. هم  چنین همه پیشران‏ها ارزیابی شده و میانه ارزش آن‏ها از 70 تا 93 درصد بود. بیش از 12 خبره در مورد پیشران‏های اصلی اتفاق نظر داشتند.

در تحلیل سوات پنج نقطه قوت و 22 نقطه ضعف شناسایی شد. تعداد فرصتها پنج مورد و تعداد تهدیدها دوازده مورد بود. ارزش هریک از عوامل در ارزیابی خبرگان بین 72 تا 87 درصد قرار داشت که بیش از 12 خبره در مورد آن اتفاق نظر داشتند.

در تحلیل ساختاری سه گام انجام گرفت که در آن شگفتی سازها فهرست شد، ارتباط میان آن‏ها مشخص شد و پیشران‏های اصلی شناسایی شدند.

در گام فهرست کردن شگفتی سازها، تمامی شگفتی سازهایی که از تحلیل پستیل و سوات شناسایی شده بودند فهرست شدند که برخی از آن‏ها عبارتند از: بحران مالی جهانی، اقتصاد ناپایدار مصر، گسترش بیماری های همه گیر، دیدگاه دولت نسبت به خودکفایی در تولید گندم و … .

در گام توصیف ارتباط میان شگفتی سازها، با استفاده از نرم  افزار میک مَک(13) جدولی ارائه شد که در آن ارتباط هر شگفتی  ساز با دیگر شگفتی سازها در سه دسته (ارتباط زیاد=2، ارتباط کم=1، بدون ارتباط=0) نشان داده شد.

در گام شناسایی شگفتی سازهای کلیدی،  ابتدا با استفاده از دسته بندی مستقیم و سپس دسته بندی غیرمستقیم، شگفتی سازهای اصلی در توسعه تولید گندم مشخص شد که در نهایت کمبود منابع آبی، دیدگاه دولت نسبت به خودکفایی در تولید گندم، تغییرات آب و هوایی در مصر، و بحران مالی جهانی به عنوان شگفتی سازهای کلیدی توصیف شدند.

نتایج نهایی این پویش به منظور برنامه ریزی راهبردی و سناریونویسی جهت آینده تولید گندم در مصر در اختیار تصمیم گیران و سیاستگذاران قرار داده شد.

* عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف

 ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 34، تیر1395

پانویس ها:

.1Rorschach Test

  1. تست رورشاخ: یک آزمون روانی است که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکه های عجیب و غریب جوهر میگویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روان شناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنی اش را تشخیص میدهد.

 3Under-determination

  1. علوم اجتماعی و آینده پژوهی به طور اساسی به دنبال بهترین دانش موجود هستند نه دانش و حقیقت مطلق.

 5Patent

 6Irregular Scanning

  7Periodic Scanning

  8Continuous Scanning

 9Real-time delphi

 10PESTEEL Analysis

  11SWOT Analysis

  12Structural Analysis

  13MICMAC

* متن حاضر، برگرفته از کتاب «روش شناسی تخمین اطلاعاتی» به قلم مصطفی تقوی (منتشرشده توسط مؤسسه افق آینده پژوهی راهبردی- 1394) است.

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.