جایگاه ایران آینده در نظم خیالی امریکایی

0

اختصاصی/ افق آینده‌پژوهی راهبردی/ از تحلیل روند به عنوان یکی از روش‌های مناسب برای تخمین روابط آینده میان دولت‌ها استفاده می‌شود. روندها، ارتباط زیادی با هم دارند برای ما نمایان می‌کنند؛ ابتدا تغییرات زمانی یک کمیت و دوم فضایی با عناصر تأثیرگزار متعدد و روابط پیچیده. برخی از این ارتباطات گاهی برای ما اهمیت پیدا می‌کنند تا یک مسیر را بررسی کنیم. برای برخورد با این پیچیدگی، باید در ابتدا ریشه معرفت‌شناختی روندها را کشف کنیم تا بازتاب آن‌ها در آینده به‌دست آید. در این بین، نوع نگاه سیاستمداران آمریکا به مسائل ایران و تحلیل روند اقدامات گذشته آن‌ها، به روشن شدن تصمیمات دولتمردان و پیامدهای نظم نوین آینده آن‌ها کمک خواهد کرد.

اندیشمندان راهبردی و سیاستمداران آمریکایی همچون مارتین ایندیک نایب‌ رییس و مدیر برنامه سیاست خارجی بروکینگز و دنیس راس محقق مرکز واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک و هماهنگ‌کننده امور مناسبات آمریکا و ایران، را می‌توان از افرادی دانست که از روندهای پیچیده منطقه غرب آسیا و ایران نگاه‌های متفاوتی ارائه داده و با توجه به برداشت‌های منسجم خود، نگرشی جدید از آینده پیش رو را ارائه می‌دهند.  

ترتیبات امنیتی مطلوب امریکا در منطقه

مارتین ایندیک در مقاله‌ای در موسسه بروکینگز، چنین بیان می‌کند: «برخوردهای بزرگ میان ابرقدرت‌ها ممکن است از آسیای مرکزی سرچشمه یابد، ولی مؤثرترین آن در غرب آسیا دیده می‌شود و امریکا برای بازگرداندن ثبات به غرب آسیا، دو گزینه پیش رو دارد. گزینه نخست؛ حاکمیت مشترک با ایران: ماهیت این رویکرد این است که ایالات متحده سلطه‌ ایران بر خلیج فارس را بپذیرد و در مقابل، ایران نیز از برنامه‌ هسته‌ای خود چشم‌پوشی کند و دوم، ستون‌های متحد. این رویکرد نیازمند آن است که ایالات متحده به سوی متحدان سنتی‌اش در منطقه بازگردد و بر پایه‌ محدودسازی نفوذ ایران در لبنان، سوریه، عراق، و یمن، و نیز جلوگیری از برنامه هسته‌ای آن کشور، نظم پیشین را به منطقه بازگرداند.» وی در مقاله‌ای دیگر چنین می‌نویسد: «برای رسیدن به نظم نوین در منطقه غرب آسیا، باید راهبردهای پنج‌گانه زیر را در دستور کار قرار داد:

  • افزایش پویایی تغییر قدرت: افزایش شتابان رویدادهای منطقه در دو جبهه مقاومت و جبهه ‌هم‌پیمانان بین‌المللی به تغییر سریع قدرت‌ها در منطقه می‌انجامد؛
  • افزایش بحران در منطقه؛
  • کلیدهای طلایی: پژوهش پیرامون رهبران کلیدی، تصمیم‌سازان مؤثر و آنان که نقش کلیدی در شکل دادن به آینده منطقه ایفا می‌کنند؛
  • هم‌پیمانان عمل‌گرا: اندرکنش پویای بین ایالات متحده و هم‌پیمانان کلیدی؛
  • اقتصاد و انرژی زمین: بررسی ژئوپلتیک جهانی شدن اقتصاد، انرژی و تغییرات آب و هوایی.

او همچنین تأکید می‌کند برای رسیدن به ترتیبات مطلوب امریکا باید اطمینان حاصل کرد که نظم جدید، یک نظم لیبرال باشد که از هفتاد سال گذشته تاکنون ایجاد شده و می‌تواند با وجود چالش‌های فعلی پابرجا بماند. وجود نظم لیبرال در منطقه غرب آسیا سبب رویارویی با ایران اسلامی خواهد شد و به دیگر عبارت، بسیاری از ارزش‌های جوامع اسلامی با ایجاد نظام‌های سکولار در منطقه به مخاطره خواهد افتاد.

ترتیبات هرج و مرج‌طلبانه

دنیس راس، دیگر اندیشمند امریکایی، از سوی اوباما به عنوان هماهنگ‌کننده امور مناسبات آمریکا و ایران منصوب شده است. از وی به عنوان سیاست‌مداری معتدل و عمل‌گرا یاد می‌شود اما در فتنه 88، نقش فعالی در هماهنگی منافقین و طرفداران جنبش سبز داشت. او تصویری ویژه از غرب آسیا ارائه می‌دهد که اسلام‌هراسی دورنمایه آن باشد. دنیس راس در مقاله «ایران همچنان بزرگترین چالش ما است» که در واشنگتن پست منتشر کرد، با اشاره به تصمیم دولت اوباما برای حمله به گروه‌های تکفیری هشدار می‌دهد که امریکا نباید با ایران یا هم‌پیمانانش در منطقه، متحد شده یا همکاری کند. با این که باور دارد گروه‌های تکفیری تهدید اساسی منافع غرب هستند. او چنین می‌نویسد: «به عبارت ساده، امریکا نیاز به چشم‌اندازی دارد که در آن، اسلام‌گرایان -چه سنی و یا شیعه- در ایران تضعیف شوند. باید توجه داشت که یک توافق جامع هسته‌ای اجازه می‌دهد تا ایران یک برنامه صلح آمیز هسته‌ای داشته باشد، اما احتمال تبدیل شدن ایران به یک کشور دارای تسلیحات هسته‌ای را رد نمی‌کند. در واقع بی‌نظمی حاصل از نداشتن سیاست مشخص ایران در منطقه و واگرایی کشورهای منطقه با ایران و ایجاد یک نظم آنارشی، سبب تقویت اسلام‌هراسی در جهان شده و این امر ایران را در برابر نظم مطلوب امریکایی به انزوا خواهد کشاند.»

با توجه به تضاد منافع قدرت‌های حاکم در منطقه، دولت امریکا برای ایجاد نظم نوین و رسیدن به اهداف خود و هم‌پیمانانش در غرب آسیا، دیدبانی و تحلیل روند اقدامات و برنامه‌های بلندمدت ایران را در دستور کار اندیشکده‌های معتبر خود قرار داده است. در این بین، ارزیابی روندهای ایران با توجه به خط فکری هرکدام از اندیشکده‌ها، متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال مارتین ایندیک پس از ارزیابی روندها، از هم‌پیمانی با ایران به عنوان یکی از توصیه‌های راهبردی مهم برای بیشینه کردن منافع امریکا و ایجاد نظم لیبرال اشاره می‌کند، این بینش، خود منجر به ظهور دولت‌های سکولار در منطقه و تدوین راهبردهای ویژه خواهد شد. در مقابل، دنیس راس از ایران به عنوان خطرناک‌ترین تهدید منافع امریکا یاد می‌کند و نشان می‌دهد دولتمردان امریکا با توجه شرایط مختلف و تغییر زمین بازی، برنامه‌ها و سناریوهای متعددی در دست دارند که پیش‌بینی برخوردهای آینده آن‌ها را نسبت به رویدادهای منطقه غرب آسیا دشوار می‌سازد. بنابراین ما نیز با کمی‌سازی رویدادهای گذشته، همراه با بررسی عدم قظعیت‌های موجود و خلق منبع دانشی، می‌توانیم در جهان پیچیده به رهیافت‌های مناسب با رویکرهای ویژه سیاستمداران امریکا نسبت به ایران مقابله و منافع خود را در بحران‌های آینده، بیشینه کنیم.

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 21، خرداد 1394

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.