انتخابات 2016 و آینده مناسبات امریکا با جمهوری اسلامی ایران/ قسمت سوم: بازیگران کلیدی در مناسبات دولت آینده امریکا و جمهوری اسلامی ایران – 1

0

 

اختصاصی/ افق آینده‌پژوهی راهبردی/  قاسم منفرد*در قسمت قبلی این مجموعه نوشتار، دومین قسمت از پرونده ویژه «انتخابات 2016 و آینده مناسبات امریکا با جمهوری اسلامی ایران» با موضوع «دیدگاه ها و چشم اندازهای انتخاباتی معطوف به ایران» تقدیم مخاطبان گردید.

نوشتار حاضر در ادامه انتشار این پرونده، در واقع، بخش نخست از سلسله مقاله هایی است که به شناسایی و تحلیل بازیگران کلیدی، پیشران ها، عدم قطعیت های کلیدی و در نهایت تدوین سناریوهای آینده در مناسبات ایران و امریکا و راهبردهای پیش روی جمهوری اسلامی می پردازد.

بر این اساس، این نوشتار به شناسایی و تحلیل بازیگران کلیدی در بحث رویکردهای آینده امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران خواهد پرداخت. بازیگران کلیدی در این گزارش به چهار دسته عمده از بازیگران داخلی امریکا، بازیگران داخلی ایران، بازیگران منطقه ای و بین المللی تفکیک می شوند.

مقدمه

مهم ترین اهداف این مجموعه گزارش ها، شناسایی و بررسی بازیگران تأثیرگذار در مناسبات آینده ایران و امریکا است.

پرسش اساسی این گزارش ها این گونه قابل طرح است: در مناسبات دولت آینده ایالات متحده امریکا با جمهوری اسلامی ایران، چه بازیگران، نیروهای پیشران و عدم قطعیت هایی قابل شناسایی هستند؟ بخشی از این پرسش در این گزارش و بخش های دیگر، در گزارش های بعدی پاسخ داده خواهد شد.

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا بازیگران اثرگذار بر مناسبات ایران و امریکا در سه سطح داخلی، منطقه رای و بین المللی شناسایی شده و نقش هر یک از این بازیگران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. سپس مسائل و چالش های مهم در مناسبات آینده ایران و امریکا شناسایی و عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار بر رفتارها و سیاست های دولت آینده امریکا در قبال جمهوری اسلامی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

 مناسبات ایران و امریکا

به طور کلی، الگوی مناسب برای مطالعه رفتار بازیگران در قبال یک دیگر در سطح نظام بین الملل، الگویی است که بتواند در سطح وسیع تری، رفتارهای گوناگون واحدهای سیاسی را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. به واقع، رفتار دولت ها در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی که در قالب سیاست خارجی صورت بندی می شوند، متأثر از عوامل متنوع و متعددی مانند تصمیم های افراد، گروه ها، نهادها و دستگاه های مختلف داخلی و هم چنین فضای بین المللی و الزام های آن است(1)

ابزار، منابع و امکاناتی هم که دولت ها در وضعیت های گوناگون به منظور تحقق اهداف سیاست خارجی خود به کار می گیرند، متأثر از درک و دریافت آن ها از محیط بین الملل، موقعیت و توان شان در این محیط و نیز موقعیت و رفتار بازیگر هدف یا سایر بازیگران است.

به تعبیری دیگر، در محیط بین المللی، مناسبات میان کشورها و رفتار آن ها در قبال یک دیگر، در واقع متأثر از تلاش برای حداکثرسازی تأثیرگذاری بر رفتار یک دیگر به منظور تحقق حداکثری منافع است. بنابراین سیاست خارجی کشورها معمولاً تحت تأثیر عوامل و فاکتورهای متعدد داخلی و ضرورت ها و الزام های محیط بین المللی قرار دارد(2)

به طور کلی باید اذعان داشت که روندهای سیاست خارجی امریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران طی بیش از سه دهه گذشته از نوسان زیادی برخوردار نبوده و این کشور راهبردهای نسبتاً یکسانی را در مواجهه با ایران در دستور کار قرار داده است؛ اگر چه در مقاطع مختلف به لحاظ روشی، سعی کرده تا از تاکتیک های متنوعی برای پیشبرد استراتژی مهار و کنترل رفتار جمهوری اسلامی ایران بهره گیری نماید.

در یک نمای کلی، مجموعه اقدام های امریکا برای مقابله با ایران طی این دوران را می توان به این ترتیب برشمرد:

اقدام به کودتا علیه انقلاب اسلامی

اقدام به ضربه محدود نظامی (طبس)

اعمال تحریم های اقتصادی، سیاسی و نظامی (یک جانبه و چندجانبه)

تلاش برای منزوی کردن ایران

نزدیک شدن به صدام و جنگ با ایران

تحریک همسایگان ایران

حمله نظامی به ناوگان نظامی و هواپیمای مسافربری ایران

تعریف ایران به مثابه تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی

اقدام به «دیپلماسی پنهان» جهت نزدیک شدن به ایران (ماجرای مک فارلین)

ایراد اتهام حمایت از تروریسم به حکومت ایران

اِعمال سیاست مهار و – هم زمان- تعامل با ایران در عراق و افغانستان

کمک به جریان های معارض با نظام در داخل و خارج از کشور

جنگ روانی و تهدید به عملیات نظامی (دوران بوش)

تلاش برای مذاکره مستقیم همراه با تداوم فشارهای چندجانبه و به کارگیری مجدد سیاست تحریم های شدید

طرح دوباره احتمال کاربرد گزینه نظامی برای تغییر رفتار ایران در چارچوب «دیپلماسی تغییر بازی»

طرح گفتگوهای مستقیم بدون پیش شرط به منظور حل وفصل موضوع اتمی ایران

امضاء توافقنامه جامع هسته‌ای تحت عنوان برنامه جامع اقدام مشترک میان ایران و 1+5 در ژوییه 2015 (3)

  بازیگران کلیدی در مناسبات ایران و امریکا

یک بازیگر، یک نهاد اجتماعی، یک شخص یا یک سازمان است که می تواند تصمیمی را گرفته یا در اتّخاذ آن اِعمال نفوذ کند. از این دیدگاه، مسائل و فرایندهای سیاست شامل بازیگران متعددی می شود.

این بازیگران به نوعی در ارتباط با یک ردیگر قرار دارند و در نتیجه شناسایی این بازیگران، درک رابطه میان آن ها، اهداف و انگیزه های آن ها و نیز سطح و میزان اثرگذاری آن ها بر موضوع، از اهمیت بالایی برخوردار است(4)

به تعبیری دیگر، بازیگران، طرف هایی هستند که منافع خاصی در سیستم داشته و یا توانایی تأثیرگذاری بر سیستم را – خواه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم- دارا هستند.

از این رو، مهم ترین بازیگران کلیدی در مناسبات آینده ایران و امریکا را در چهار سطح می رتوان شناسایی و دسته بندی نمود:

   بازیگران کلیدی صحنه داخلی ایران

مهم ترین بازیگران کلیدی در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: رهبری نظام، رییس جمهور و کابینه، مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت امور خارجه.

ادراک و ذهنیت بازیگران کلیدی تصمیم ساز در داخل ایران از اهداف و سیاست های امریکا و متحدانش در منطقه در رابطه با منافع و اهداف جمهوری اسلامی و متحدان اصلی آن، ماهیت و سمت گیری سیاست خارجی ایران، نوع رفتار و عملکرد آن در سطوح منطقه ای و جهانی، همگی بر آینده مناسبات ایران با ایالات متحده امریکا تاثیرگذار خواهند بود.

پیشینه رفتار خصمانه واشنگتن در رابطه با جمهوری اسلامی از فردای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش برای محدودسازی و تشدید تحریم ها و فشارهای بین المللی، موجب شده تا ایالات متحده به عنوان جدی ترین دشمن برای ماهیت، بقا و منافع راهبردی نظام جمهوری اسلامی تعریف شود.

تخاصم امریکایی ها در برابر جمهوری اسلامی و متعاقب آن بی اعتمادی نخبگان سیاسی حاکم در ایران، چالش هایی است که آینده مناسبات دو کشور را به طور جدی تحت الشعاع خود قرار می دهد.

   بازیگران کلیدی صحنه داخلی امریکا

به طور کلی، مهم ترین بازیگران و عناصر تأثیرگذار بر فرایند تصمیم سازی در حوزه سیاست خارجی امریکا عبارتند از:

  1. کاخ سفید

شامل رییس جمهور، معاون رییس جمهور، شورای امنیت ملی، مسؤول میز غرب آسیا، وزیر امور خارجه، پنتاگون و وزیر دفاع، رییس سیا، رییس جامعه اطلاعاتی امریکا و وزارت خزانه داری است.

در امریکا قوه مجریه و در رأس آن رییس جمهور، از نقش کارکردی ویژه و قدرت منحصر به فردی در ساختار سیاسی و تصمیم سازی خارجی برخوردار است.

رییس جمهور در امریکا به واسطه یک مجموعه اختیارات که قانون اساسی در اختیار وی قرار داده، می تواند نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم سازی های حوزه سیاست خارجی ایفا نماید.

در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، رییس جمهور می تواند از طریق تنظیم یک مجموعه لوایح ضدایرانی و ارجاع آن ها به کنگره امریکا و یا صدور دستورهای اجرایی، نظیر وضع یا تعلیق موقت تحریم های یک جانبه یا رایزنی با کنگره برای وضع، برچیدن و یا اعمال تغییر در قوانین وضع شده پیشین، برنامه های خود را اجرا نماید.

علاوه بر این، دولت امریکا قادر است تا از قدرت اقتصادی و نظامی و موقعیت جهانی خود و جایگاهش به عنوان یک عضو تأثیرگذار در شورای امنیت، به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست های خصمانه خود علیه ایران استفاده کرده و سایر کشورها را نیز از طریق وضع مکانیسم های تنبیهی به همراهی با سیاست های خود ترغیب نماید.

نمونه اخیر این اقدام ها، به تحریم های مالی و اقتصادی امریکا در قبال برنامه اتمی ایران بازمی گردد که به واسطه محدودیت هایی که برای کشورهای ناقض وضع نمود، آن ها را ناگزیر به کاهش یا قطع تبادلات مالی و تجاری با ایران کرد.

 

  1. کنگره

شامل کمیته های روابط خارجی، کمیته نیروهای مسلح، کمیته اطلاعات کنگره، دستیاران نمایندگان و سناتورها، کارشناسان، رؤسای کمیته ها، روسای احزاب اکثریت و اقلیت و هماهنگ کنندگان حزبی در کنگره است.

کنگره، مهم ترین مرجع تعیین کننده سیاست خارجی و رفتارهای بین المللی ایالات متحده محسوب می شود. کنگره امریکا می تواند از طریق یک مجموعه فرایندهای نهادی و سازمان یافته، تصمیم های قوه مجریه را تحت تأثیر قرار دهد.

اساساً «تحریم»، اصلی ترین ابزار کنگره امریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی بوده است. پیچیده ترین نوع تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران، آن دسته از تحریم هایی هستند که توسط کنگره امریکا وضع می شود؛ چرا که برداشته شدن آن ها منوط به نظر اعضای هر دو مجلس نمایندگان و سنا است.

جمهوری اسلامی ایران طی دهه های گذشته، بارها شاهد وضع تحریم های کنگره امریکا بود. در سال 1996 کنگره آمریکا با گذرانیدن قانون ایلسا(5)، شرکت های خارجی را از تجارت با ایران بیش از سقف تعیین شده 20 میلیون دلار منع نمود. طی سال های اخیر نیز، تحریم اشخاص، نهادها، شرکت ها و نظام پولی و مالی کشور، از جمله اقدام هایی بوده که کنگره امریکا برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی انجام داده است.

کمیته های تخصصی سنا و مجلس نمایندگان امریکا، تحت تأثیر منافع لابی ها و افراد و سازمان های ذی نفوذ می توانند زمینه جمع آوری امضا و جلب نظر سایر نمایندگان در خصوص موضوع های خاص نظیر نقض حقوق بشر، آزادی های مدنی، حمایت از تروریسم، آزمایش های موشک بالستیک و مواردی از این قبیل، تصمیم گیری کنگره را در این زمینه موجب شوند.

 

  1. اتاق های فکر

مهم ترین کارکرد اتاق های فکر و اندیشکده ها در امریکا عبارتند از: تولید دانش کاربردی و ادبیات؛ تربیت نیروی متخصص؛ اتاق انتظار برای ورود افراد به ساختار قدرت؛ شکل دادن به افکار عمومی؛ تأثیرگذاری بر ذهنیت نخبگان و تصمیم سازان سیاسی و تغذیه سیاستمداران.

اتاق های فکر در امریکا را می توان به سه طیف ذیل تقسیم کرد:

الف) اندیشکده های نئومحافظه کاران (نظیر امریکن اینترپرایز، مؤسسه پروژه قرن بیستم، نشریه ویکلی استاندارد، بنیاد دفاع از دموکراسی)

ب) مراکز فکر و نشریه های طرفدار رژیم صهیونیستی (بسیاری از اتاق های فکر در امریکا از طیف های مختلف از این رژیم نیز حمایت می کنند مانند هریتیج، مؤسسه اتحاد در برابر ایران هسته ای، مؤسسه واشنگتن)

ج) اندیشکده های رئالیست ها و طرفداران هژمونی امریکا در جهان (نظیر مرکز منافع ملی، مؤسسه کاتو، مؤسسه هادسون، بروکینگز و شورای سیاست بین المللی اقیانوسیه)

نوع نگرش و راهبردهایی که اندیشکده های امریکایی در خصوص جمهوری اسلامی ایران و موضوع های مرتبط با این کشور عرضه می کنند، تأثیرات قابل توجهی بر ذهنیت و ادراک تصمیم سازان سیاست خارجی امریکا دارد.

نکته حایز اهمیت این است که رویکردهای راهبردی این مراکز فکری در قبال جمهوری اسلامی ایران را تا حدود زیادی باید در چارچوب سیاست هایی که این کانون های فکری برای ایالات متحده در سطح کل منطقه غرب آسیا تعریف می کنند، ارزیابی نمود.

به معنایی دیگر، این مراکز فکری، ایران را به عنوان بازیگری در چارچوب کلان منطقه ای در نظر آورده و با توجه به الزام ها و ضرورت های منطقه و نیز اهداف و منافع ایالات متحده و متحدانش، مورد توجه و مطالعه قرار می دهند.

از این رو، نگرش، رویکرد و دستورالعمل هایی که هر یک از این اندیشکده ها در رابطه با جمهوری اسلامی ارائه می دهند، بسته به نوع گرایش سیاسی و فکری آن ها و نیز موضوع پیش رو، از یک دیگر متمایز است.

به عنوان نمونه، در حالی که در خصوص آینده رویکرد امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران پس از برجام، برخی از اندیشکده های امریکایی معتقد به «بهره گیری از فضای پسابرجام برای گسترش همکاری ها در زمینه حل وفصل بخشی از مسائل منطقه رای» هستند، برخی دیگر هم چنان ایران را به عنوان یک «تهدید» قلمداد کرده و بر این باورند که «امریکا هم چنان باید از طریق ادامه محدودسازی این کشور، از گسترش نفوذ منطقه ای آن جلوگیری به عمل آورد».

توصیه اندیشکده امنیت نوین امریکا(6) مبنی بر «باز نگه داشتن کانال‌های ارتباطی با ایران» و دیدگاه مرکز منافع ملی(7) در خصوص طرح امکان همکاری مشترک میان ایران و امریکا در زمینه مبارزه با تروریسم و داعش در منطقه، و نیز آن چه که توسط مرکزی هم چون مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک(8) «بهره گیری از ظرفیت های جمهوری اسلامی» خوانده می شود، این مؤسسه ها را در رابطه با موضوع بهره گیری محدود از ظرفیت های منطقه ای ایران، در دسته نخست قرار می دهد.

در مقابل، نگرش مؤسسه هایی نظیر امریکن اینترپرایز(9) و بنیاد هریتیج(10) به ایران به مثابه یک «تهدید امنیتی» و تأکید آن ها بر ضرورت «محدودسازی ایران به عنوان یک تهدید منطقه ای»، آنان را در زمره اندیشکده های مخالف تعامل ایران و امریکا در خصوص مسائل امنیت منطقه ای در دوران پسابرجام قرار می دهد.

بنابراین، کانون های تولید اندیشه در امریکا با توجه به نوع گرایش سیاسی و فکری و میزان ارتباط، نفوذ و اثرگذاری ای که بر نخبگان سیاسی حاکم در کنگره و کاخ سفید دارند، می توانند بر روند سیاستگذاری ها و رویکردهای واشنگتن در رابطه با جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشند.

بنابراین طی 8 سال آینده، چنان چه دموکرات ها مجدداً بتوانند قدرت را در قوه مجریه و قانونگذاری امریکا احراز نمایند، می توان انتظار داشت که آن دسته از اندیشکده رهایی که نگرش نسبتاً تعاملی در رابطه با نحوه برخورد با ایران مطرح می کنند، از اثرگذاری بیش تری برخوردار باشند.

 

  1. لابی ها

لابی ها یا گروه های ذی نفوذ در کشور امریکا به آن دسته از گروه هایی گفته می رشود که برای تحقق اهداف و منافع مورد نظر خود با بهره گیری از ساختار و ظرفیت های حقوقی و سیاسی این کشور، به دنبال تأثیرگذاری بر روندها و  جهت گیری های سیاسی هستند(11)

در واقع، ساختار نظام امریکا این امکان را ایجاد می کند که افراد، جریان ها و گروه ها بتوانند برای اثرگذاری بر تصمیم سازان در رابطه با موضوع های خاص، لابی نمایند. مهم ترین شاخصه لابی ها در امریکا مربوط به ساختار تشکیلاتی، توان سازماندهی، قدرت مالی، اعضاء و میزان نفوذ و البته اثرگذاری آن ها بر سیاستمداران و تصمیم رهسازان است(12)

به طور کلی، لابی ها را در امریکا می توان به چند دسته عمده تقسیم بندی نمود:

بر اساس نحوه عملکرد؛ می توان آن ها را به دو دسته گروه های توده گرا و  گروه های نخبه گرا تفکیک کرد. گروه های توده گرا دارای اعضای پرشماری هستند و  به  همین دلیل از اثرگذاری بالایی برخوردارند. از سوی دیگر، شرکت های تجاری و گروه های پرنفوذ درون حکومتی نیز در زمره گروه های نخبه گرا قرار دارند که عمدتاً از طریق کمیته های اقدام سیاسی و روابط اعضا با منابع قدرت، عمل می نمایند.

بر اساس موضوع؛ لابی ها به دسته های مختلفی تقسیم می شوند: لابی های صنایع و شرکت ها و لابی های تک موضوع. لابی صنایع و شرکت ها کاملاً بخشی است و تأمین منافع و اهداف گروه های خاصی را دنبال می کند. اتحادیه های تجاری، لابی صنایع داروسازی، صنایع تسلیحاتی، کشاورزی، حمل و  نقل و  انرژی در این طیف قرار می گیرند.

لابی های تک موضوع اما طیف گسترده ای از گروه ها را شامل می شود و عمدتاً دارای اهدافی  کلان  و فرابخشی هستند مانند: لابی قومی- مذهبی، لابی طرفدار سقط جنین، لابی محیط زیست، لابی طرفدار اسلحه و لابی سیاست خارجی و سیاست دفاعی.

از جمله مهم ترین لابی های پر نفوذ در امریکا می توان به لابی صهیونیستی اِیپک و لابی اسلحه اشاره کرد. هم چنین برخی دیگر از گروه های ذی نفوذ مانند لابی عربی، لابی ارامنه، لابی ایرلندی ها و لابی اسلامی نیز در امریکا وجود دارند که برخی از آن ها به دلیل ضعف پذیرش و پیوندهای فرهنگی و ارزشهای مشترک، از برد و اثرگذاری کم تری برخوردار هستند.

علاوه بر این، یک مجموعه نهادها و مؤسسه ها نیز مانند شورای ملی ایرانیان امریکا و مؤسسه یو.اس. اینگیج و لابی منافقین وجود دارند که در رابطه با مسائل مربوط به ایران – و نه لزوماً جمهوری اسلامی- فعالیت هایی را در امریکا انجام می دهند.

 

  1. رسانه ها

رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری، تأثیری بسیار جدی بر ذهنیت و جهت دهی افکار عمومی، سیاستمداران امریکا و ایجاد فضای ضد ایرانی دارند. برخی از مهم ترین رسانه ها مانند ان.بی.سی، سی.ان.ان و فاکس نیوز که هر کدام به یک از دو جریان اصلی این کشور نزدیک هستند و هم رچنین روزنامه هایی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست، وال استریت جورنال، در زمره معتبرترین و پرمخاطب ترین رسانه ها در سطح جهان شمرده می شوند.

 

  1. شخصیت ها و مقام های سیاسی، نظامی و امنیتی سابق

بسیاری از شخصیت های سیاسی و امنیتی به دلیل میزان نفوذشان بر سیستم سیاسی و تصمیم سازان، حتی بعد از خروج از قدرت، هم چنان می توانند بر تصمیم سازان اثرگذار باشند. افرادی مانند هنری کیسینجر، گری سیک، زبیگنیو برژنیسکی و تامس پیکرینگ در این دسته قرار می گیرند.

 

  1. بنیادهای خیریه

بنیادهایی مانند سوروس، مک کارتی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت داروسازی مِرک و بنیاد کارنگی، گاهی تأمین مالی برخی از پروژه هایی را که در راستای اهداف شان هستند بر عهده می گیرند و از این طریق می توانند بر روند سیاست گذاری ها مؤثر واقع شوند.

 

  1. بنیادهای حل و فصل تعارض ها

این بنیادها، مؤسسه هایی هستند که کار اصلی آن ها حل و فصل مخاصمه ها میان طرفین درگیر در سطح جهان است. این مؤسسه ها از طریق ارتباط گیری با بنیادهای خیریه و ارائه برنامه هایی که در راستای اهداف تعیین شده آن بنیادها محسوب می شود، منابع مالی لازم را برای پیشبرد برنامه های خود کسب کرده و از این طریق برای حل و فصل مناقشه های مختلف سعی می کنند بر طرفین درگیر تأثیرگذار باشند و به نوعی مصالحه دست یابند.

 (ادامه دارد)

* پژوهشگر حوزه اروپا و امریکا

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 37، مهر 1395

پانویس ها:

  1. سید عبدالعلی قوام، «اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل»، انتشارات سمت، چاپ شانزدهم، تهران/ 1389، ص 41
  2. همان، ص 48.

3Marc Lynch, “U.S. Policy Toward Iran In A Changing Middle East”, Center For A New American Security, June 2011

  1. منوچهر منطقی و دیگران،«بررسی جایگاه تحلیل بازیگر در مطالعات آینده پژوهی»، کنفرانس بین المللی ابزار و تکنیک های مدیریت، مرکز همایش های بین المللی شهید بهشتی، تهران، دی 1393: ص2

. 5Iran and Libya Sanctions Act

. 6The Center for a New American Security

7Center For The National Interest

8The Washington Institute For Near East Policy

9The American Enterprise

10The Heritage Foundation

  1. بهزاد احمدی لفورکی، «لابی و لابی گری در امریکا»، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، چاپ اول، تهران: 1387: ص 19
  2. رضاداد درویش،«شناسایی بازیگران کلیدی و تأثیرگذار در سیاست گذاری خارجی امریکا»، جلسه خبرگی مؤسسه افق آینده پژوهی راهبردی، 27 تیر ماه 1395

 

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.